بازار سیاه

تعرفه تبلیغات در سایت
آسمانم زمینی است که زمانت را هر لحظه می شمارد. هوایم شبیه کمد لباس هایت بوی تو را می ذهذ. فصل پاییز است اما مژگانم شکوفه های سفید باز کرده. چند لحظه دلتنگت نباشم دلم علف های هرز می رویاند. در حسرتت نباشم چشم هایم چراغ هایش را خاموش می کند.

حالا تو بگو؛ در این گرانی بازار کدام شراب غمت را از دلم فراری می ذهذ؟!

نویسنده : سارا کریمی‌پور بازدید : <-PostHit-> تاريخ : سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 22:10
برچسب‌ها :
پنجره ها را می بندم و لای شان را می پوشانم. چراغ ها را خاموش می کنم و وسط خانه ام می نشینم! ساعت ها را دور انداخته ام؛ شراب را آورده ام. دنیا را به خواب می دهم و امشب دوباره عاشقت می شوم. دور از چشم آدم هایی که تو را می خواهند؛ امشب تو را انقدر می خوانم که آسمان تو هم همرنگ من شود.

نویسنده : سارا کریمی‌پور بازدید : <-PostHit-> تاريخ : سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 22:10
برچسب‌ها :
رد پاهایت روی سنگفرش های دلتنگی ام جا خوش کرده است. نبودنت، ندیدنت و دلتنگ نشدنت دیگر کابوس شب هایم نیست؛ عین روزهایم شده است. رد بوسه هایت زیر لب هایم چروک انداخته است. شب هایم دیگر شب نیست؛ قبله گاه دردهای عالم است.

آخر کجای عالم دیده ای که معشوق زن باشد و این همه ظالم؟!

نویسنده : سارا کریمی‌پور بازدید : <-PostHit-> تاريخ : سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 22:10
برچسب‌ها :
خاطرات بی نظیرمان را به دست باد می سپارم. شاید روزی هم مسیر اش باشی و گوش هایت شنوای نجوای دلتنگی هایم باشد. قول بده وقتی شنیدی نگاهت به آسمان باشد! شاید یک تار مویت را به دست باد بدهی تا سوار ابر بر
نویسنده : سارا کریمی‌پور بازدید : <-PostHit-> تاريخ : سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 22:10
برچسب‌ها :
امشب مرا می خوانی و پاهایم از زمین فاصله می گیرد. رمان حسرتم را ورق می زنی و هزار زن حسرت برای دلم می بارد. چشمانت لای واژه هایم می لغرد و قلبم به جستجوی پرواز روی برف های امشب سرگردان می شود. چه زیباست لجبازی آسمان با تپش های قلبم وقتی حریف شان نمی شود.

و چه زیباست خواندنت؛ چو گویی هزار شاهراه به سویت ساخته اند واژه هایم ...

نویسنده : سارا کریمی‌پور بازدید : <-PostHit-> تاريخ : سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 22:10
برچسب‌ها :
به سویت هر شب چراغ های آن مجسمه لعنتی دلتنگی هایم را روشن می کردم. به سوی راهت؛ به سوی آمدنت برای شنیدن ممنوعه هایم. برای صدا کردنت هر شب به حنجره ام قول های الکی می دادم. به واژهایم صبر آموختم تا بدانند سکوت گاهی ارزشمند تر از سخن گفتن است. شاید منتطرت ماندن از رسیدن به عشقت شیرین تر است.

نویسنده : سارا کریمی‌پور بازدید : <-PostHit-> تاريخ : سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 22:10
برچسب‌ها :
آتشفشان واژه هایم را امشب سر جنگ است با هوای سرد. از بیرون خبر می رسد حرف هایم حریف برف شده اند و روی زمین آب نمی شوند. حسرت سالهاست زیر پوسته سخت قلبم. شاید حتی بودنت هم حریف گدازه های دلتنگی ام نباشد.

راستی گدازه ها هم گاهی نیت خوش دارند؛ بلندگوی آدم ها می شوند.

نویسنده : سارا کریمی‌پور بازدید : <-PostHit-> تاريخ : سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 22:10
برچسب‌ها :
از حرف های امشب مان؛ یاس پیر خانه ام گل داده ... سرافراز و دندان بر جگر!

نویسنده : سارا کریمی‌پور بازدید : <-PostHit-> تاريخ : سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 22:10
برچسب‌ها :
شب هایم رنگ انتظارت را گرفته اند. پلک هایم سحرخیز تر از آفتاب شده اند. زمین دیگر دور خورشید نمی چرخد. به هوای ما ایستاده و نگاه می کند. ماه چپ چپ نگاه می کند تا شب دوباره ابرهای حسرت دور تنم را بگیرد؛ آن لحظه های آسمانی من و حسرتت ایستاده به تماشای ابر تیره موهایت.

یاس زیبای روزگار من؛ ونوس بی همتا ... دوستت دارم.

نویسنده : سارا کریمی‌پور بازدید : <-PostHit-> تاريخ : سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 22:10
برچسب‌ها :